از این به بعد حوری جهان سلطان هستیم.<>))))))))) باتشکر.
من ازسه شنبه تاجمعه خونه ی مادربزرگم بودممم خیلیی خوش گذشت
تادیروقت بیدارمیموندیم وبستنی میخوردیم
خاله جونییییییییی هم دستش دردنکنه برام یه عالمه خوراکی خریدوغذای خوشمزه پخت
البته من یه خراب کاری هم به باراوردم دسته ی برسی که خالم تازه خریده بودوخیلی هم دوسش داشت شکوندم
البته به خاطره این که ازیه چیزیییییی خیلیییی ذوق زده شدم ومجبورشدم برس روپرت کنم وبدوام(بعضی هادلیلشومیدونن که چرابرس روپرت کردم
)خب اخه چیکارکنم !دست خودم نیس
شایدباورنکنین ولی میبینمش بهم شوک واردمیشه!!!!!!!!
ازبس که دوسش دارم





ILoveou
برچسب:
نویسنده: حوری جهان سلطان (!غزل:-)ل