خرید بک لینک

درباره سایت

دنیای دخملونه ی من

از این به بعد حوری جهان سلطان هستیم.<>))))))))) باتشکر.

امکانات وب

سÙx84اÙx85 Ø®Ùx88Ø´ اÙx88Ùx85دÛx8c Ùx86ظرÛx8cادت Ùx86رÙx87 اÙx85Ûx8cدÙx88ارÙx85 Ùx84Øxadظات Ø®Ùx88بÛx8c رÙx88اÛx8cÙx86جا سپرÛx8c Ú©Ùx86Ûx8c:)

من2تافنچ دارم که به فنچ ماده میگم خانومییییییی وبه فنچ نر میگم اقا

یه خبربد:چن روزی هست که خانومی ازدست اقا ناراحت وعصبانیه وهی میزنتش وباهش قهرکرده خانومی دیگه اقاشودوست نداره اخه هی ازپیشش میره کناروشباتولونه راهش نمیده واقاهم مجبوره یه جای خیییلیی تنگ ینی بالای سقف لونه بخوابهغمگین اقا ازخانومیییییی خیلی حساب میبره اخه وقتی خانومییییییی میخواداقاروبزنه اول یه صدایی ازخودش درمیاره وبعداینور و اونورمی پره این اقاهممممممم انقدترسوعه که خداا میدونهترسو وقتی خانومییی میخوادبزنتش سریع میره تولونه وخودشومیده عقب انگارنه انگارکه مرده قه قههاینقدازخانومیییی میترسه که حدندارهبغلسکوتسوالبابام به اقا میگه:ابروی هرچیی مردبودروبردی!حسودخندهمامانم به من میگه خانومییییی خوب کاری میکنه به مردازیادروبدی پرومیشنعینکراضیعصبانی این 2تاخوشملای من وقتی میخوان باهم دعواکنن هی بلند بلندجیغ میزنن اون موقع خونه ی ماروهواسدلخورکچلشاکیاوووووووووووووف سرم میره ازبس جیغ میزننعصبانیخلاصه یه چن وقتیه که این 2تا اختلاف خانوادگی پیدا کرن خطامن که نمیدونم وقتی جیغ میزنن به هم چی میگن متفکروجالب که هر2تاشون همزمان باهم جیغ میزننخندهمن که نمیدونم مشگلشون چیهبی حوصلهتعجبخواب آلود............ ولی امیدوارم هرچی هس زودترحل شه متنظرومث قبل شبابهم بچسبن وبخوابن بوسامیدوارممحبتمحبت

 

نظرفراموش نشه هااااااااااانهبوس

برچسب: یه خاطره ازفنچولام, نویسنده: حوری جهان سلطان (!غزل:-)ل تاريخ: دوشنبه 20 بهمن 1393 ساعت: 18:24

صفحه بندی